تبليغاتX
سیب غزل
سیب غزل
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  به امام عصر(عج)     دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387-10:58-حسین جنتی  
من در تو خویش را به تماشا نشسته ام؟

یا پیش روی آینه تنها نشسته ام

در حال سایش است وجودم ز هیبتت

سنگم که پیش حضرت دریا نشسته ام!

نازل نمی شوی تو. مگر بر مدار درد

آنک منم که خسته و از پا نشسته ام

پرکن پیاله را که نگاهم بدست توست

پرکن که در تو غرق تمنا نشسته ام

گردن نهاده ام سر زانوی حکم تو

تیغ از کمر بکش که مهیا نشسته ام


لینک به نوشته  |   
 
       چهارشنبه نهم بهمن 1387-15:52-حسین جنتی  
غم گندم .خطر"باز".کبوتر این است

کمترین دردسر داشتن پر این است!

دام را دید کبوتر ولی از وحشت"باز"

باخودش گفت:فرودآی که بهتر این است!

گرچه ازپشت زدن رسم جوانمردان نیست

غم نداریم اگر خصلت خنجر این است!

اولین درس پیمبر شدنش بود. عجب

یوسف آموخت ته چاه.برادر این است!

معنی تخته ی توفان زده در ساحل چیست؟

-آخر کشتی در موج شناور این است!

شعله آهسته به خاکستر حیرتزده گفت:

غم نخور عاقبت سرو و صنوبر این است!


لینک به نوشته  |